X
تبلیغات
رایتل
ما که توقع نداریم دنیا به کاممون بشه
  
 
 
آرشیو
 
جمعه 25 شهریور‌ماه سال 1384
دوستان عزیز و دشمنان گرامی
اینجانب به دلیل مراسم دانشگاه روون و ثبت نام کنون و شیرینی خورون اسباب جمع کنون و کامپیوتر جمع کنون و…. به مدت چند هفته نیستم .پیشاپیش از تمام کسانی که در این مدت با نظرات و ایمیل های خود دستی به سر و گوش این وبلاگ میکشند و گرد و خاک را از روی وبلاگ پاک میکنند کمال تشکر را دارم .
در ضمن دوستانی که به وبلاگ هاشون سر میزنم تا یه مدت از از نظرهای گهر بار بنده محروم هستند و همین طور تقاضا دارم در این مدت مطالب گذشته خودشونو رو یه گوشه وبلاگ ذخیره کنند یا یه کپی برای امثال بنده نگه دارند تا من و دیگران از نوشته های بسیار گهربارشون محروم نشویم! ( از اون تعارف پاچه خواری ها بودها )
پ.ن:در ضمن کسانی که لطف میکنند و با ایمیل بنده حقیر رو از اپ شدن وبلاگشون خبر دار میکنند باید بدونندکه ایمیل هاشون جز اسپم ها و در قسمت بالک ذخیره میشه و مسنجر نیز وجود اون رو اطلاعی نمیده کسی میدونه چرا ؟

2. از برکت سر مهمانهای عزیزمان که( بر عکس من که قید تلویزیون رو زدم) معتاد به تلویزیون هستند، من اخر چشمم به جمال تلویزیون روشن شد و بسی فیض بردیم و انگشت ندامت به دهان بردیم که چرا زودتر این سریالهای ابکی رو ندیدیم .تازه به یه نکته مهم هم پی بردیم که اسم یه فیلم میتونه پرده ای باشه واسه پوشاندن بیمزگی و بی محتوایی اون!!!!!!!!!!
حالا حکایت چیه ؟سیمای محترم ضرغامی( یا همون سیمای لاریجانی مرحوم) این فیلم بیمزه وعده دیدار رو اسمشو عوض کرده، گذاشته چه میدونم پرده عشق، لوستر عشق، یه چیزی تو همین مایه ها، بعد هم اومده یه کم دختر دم بخت فیلم زیاد کرده، بعد هم به اون بازیگر پیره هم گفته هرچی نماز قضا داری بیا جلوی دوربین بخون و این عوامل همه دست به دست هم دادن و یه سریال زیبا و خداپسندانه و دشمن کور کن رو تشکیل دادند .
یادمه این فیلمه تازه اومده بود رو پرده سینما، من و بروبچ به اصرار بچه خواهرم که فکر میکرد حالا چون این فیلمه تو خارج پر شده حتما چیز خارق العاده ای هست، رفتیم سینما بعد 10 دقیقه از شروع فیلم باید میدیدین: بچه خواهرم با این همه اصراری که کرده بود، خوابش برد! دخترعموم که سمت راست من نشسته بود شروع کرد با گوشیش بازی کردن، بغل دستی سمت چپیم هم که داشت sms بازی میکرد، اونوری هم که سرش تو پفک بود، منم که انگار رفته بودم کلاس زبان موسسه نصرت چون دیالوگهای خارجی فیلم رو با زیرنویسش مقایسه میکردم و کلی غلط غولوط توشون پیدا میکردم، مثلا مرده به اندازه یه مثنوی وراجی میکر د بعد زیرنویس با یه کلمه “باشه “ خلاصه اش میکرد .خلاصه یه چیز بیمزه بود ما که خوشمون نیومد حالا شما رو نمیدونم ولی من موندم توکف این که چرا اینها این فیلمو رفتند تو بلاد کفر پر کردند، بابا تو روستا هم میشد پرش کرد، اسم فیلم هم که نهایت زیبایی رو داشت ما کسی رو ندیدیم که با کس دیگه وعده دیدار داشته باشه، اگه هم فیض فیلم رو تو سینما نبردید هنوز دیر نشده برین سریال زیباشو ببینید! !! تا تمام نشده .

در مورد سریال ارث بابام بنده بنا به دلایلی ترجیح میدم سکوت اختیار کنم و واسه خودم دشمن تراشی نکنم . راستی کسایی که پرسیدند شیرینی میدم یا نه !چشم شیرینی میدم ولی میشه بگین اینترنتی چه جوری شیرینی میدن ؟ راستی بنا به مصالح کشوری الان رشته و مکانمو نمیگم می ترسم ترورم کنن!!!!!!!!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 22618


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها